کانون سلامتی کانون سلامتی


افسردگی چگونه بر دیابت تاثیر می‌گذارد؟

افسردگی چگونه بر دیابت تاثیر می‌گذارد؟

خلاصه مطلب: به طور کلی مراقبت از دیابت برای بیمار تنش روانی زیادی ایجاد می‌کند. چراکه تنش روانی می‌تواند فرد را مستعد افسردگی کند. با ظهور عوارض دیابت، فرد احساس درماندگی و ناکامی می‌کند. این احساسات می‌‎توانند بیمار را در معرض ابتلا به مشکلات تغذیه‌ای قرار دهند. عوارض هیجانی و تنش روانی نقش مهمی در کنترل قند...



به طور کلی مراقبت از دیابت برای بیمار تنش روانی زیادی ایجاد می‌کند. چراکه تنش روانی می‌تواند فرد را مستعد افسردگی کند. با ظهور عوارض دیابت، فرد احساس درماندگی و ناکامی می‌کند. این احساسات می‌‎توانند بیمار را در معرض ابتلا به مشکلات تغذیه‌ای قرار دهند. عوارض هیجانی و تنش روانی نقش مهمی در کنترل قند خون در بیماری دیابت دارند. تنش روانی می‌تواند مقدار قند خون بیمار را تغییر دهد. این تغییر از دو طریق اتفاق می‌افتد. اول اینکه بیماران تحت تنش روانی، مراقبت خوبی از خود به عمل نمی‌آورند. آن‌ها از سلامت تغذیه‌ای مناسب برخوردار نبوده، کمتر ورزش می‌کنند. ثانیاً هورمون‌های تنش روانی می‌توانند مستقیما باعث تغییر در سطح قند خون بیمار شوند. برای دیدن تأثیر تنش روانی بر قند خون، می‌توان قبل از سنجش قند خون خود، میزان تنش روانی ذهنی را با مقیاس 1 تا 10 برآورد و ثبت کرد و عملاً در طی زمان، ارتباط تنش روانی با قند خون را ارزیابی نمود.

افراد بر اساس نوع شخصیت خود، واکنش‌های متفاوتی به تنش روانی نشان می‌دهند. الگوی انطباقی افراد نیز بر پاسخ آن‌ها به تنش روانی تأثیر می‌گذارد. دو روش مفید انطباقی زیر می‌‍توانند به افراد در جهت افزایش کمتر قند خون در پاسخ به تنش روانی کمک کنند.

– در قبال مشکلات از خود می‌پرسند چه می‌توان برای حل این مسئله انجام داد ؟

– گروهی دیگر از افراد در جهت پذیرش مشکل تلاش می‌کنند. آن‌ها در مواجهه با مشکل چنین می‌گویند: “این مشکل آنقدرها هم بد نیست.”

دیابت یک بیماری مزمن است که مسئولیت‌های روزانه فردی بسیاری را به فرد تحمیل می‌کند. پذیرش این مسئولیت‌ها در طی زمان موجب خستگی فرد و کاهش انگیزش در او می‌شود. از سوی دیگر ترس از عوارض دیابت، عامل دیگری رای تنش روانی در بیماران مبتلا به دیابت است.

تأثیر روانشناختی بیماری مزمن

افراد مبتلا به دیابت، فرآیند روانشناختی معینی را تجربه می کنند. مراحل این فرآیند به شرح زیر است:

  • اولین مرحله ای که تجربه می شود”شوک” است. مواجهه اولیه با بیماری، غالباً همراه با ناباوری است.
  • در مرحله بعد “انکار” رخ می دهد، فرد وجود بیماری را نمی پذیرد.
  • مرحله سوم “چانه زنی” است. در این مرحله بیمار قول می دهد که اگر بیماری وجود نداشته باشد، همه کارها را خوب انجام بدهد.
  • “خشم” از مراحلی است که تجربه آن به منظور پذیرش واقعیت در زندگی ضروری است.
  • افسردگی” از دیگر مراحل برخورد با بیماری است که به فرد اجازه فرآیند ترمیم را می دهد.
  • آخرین مرحله،”پذیرش ” است. در این مرحله واقعیت وجود بیماری پذیرفته می شود. درک این امر که بیماری مزمن به معنای انتهای زندگی نیست و تنها نیاز به تغییراتی در روش زندگی وجود دارد و امید به آنکه همیشه چیزهای جدیدی ساخته و معرفی می شوند. توجه به این نکته که تمرکز بر امروز و توانمندی های فرد در آن علی رغم وجود شرایط مزمن می‌تواند در مواجهه با بیماری کمک کننده باشد.

موانع روانشناختی در پذیرش مشکلات:

عوامل زیر می‌توانند با افزایش مشکلات موجود در زندگی فرد بینجامند و مسائل را پیچیده کنند:

-ترس، رنجش خاطر، سردرگمی، فقدان اعتماد به نفس، احساس گناه، لجبازی، شرمندگی، اعتیاد وتنهایی